محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
645
خلاصة الحكمة ( فارسى )
لزجهء شبيه به بياض بيض كه « مذى » نامند ، با بول مخلوط مىگردد اگر بى انزال باشد . و اگر با انزال باشد ، مىتواند بود كه از بقاياى منى قليل كه در احليل مانده و يا مذى [ كه ] با بول مندفع گردد و شبيه به تارى نمايد . قى و اسهال و حركات مفرط و ساير رياضات و فرح مفرط و غضب و خوف مفرط ، هر يك مغير بولاند به تغييرات مختلفه . و از تقدّم تناول غذا و آب كه به زودى خورده و آشاميده و فاصلهء چندان بر آن نگذشته باشد ، بول كم رنگ مىگردد ؛ زيرا كه انصباغ بول كه مائيت مخلوط به غذاست كه بعد از انفصال از آن مندفع مىگردد چنان چه ذكر يافت قبل از اين ، بعد از هضم و نضج است كه باعث انصباغ « 1 » آن مىگردد ، نه قبل از آن . و مراد از اين ، بولى است كه از اكل و شرب جديد حاصل گردد ، نه از اكل و شرب قديم ؛ زيرا كه چون غذا تناول نمايند و آب بياشامند و به زودى و « 2 » به فاصلهء اندكى بول نمايند ، البتّه اين بول از اين اكل و شرب نيست و از « ما نحن فيه » بيرون است « 3 » . و امّا اگر مزاج كبد و گرده بسيار حار باشد ، مىتواند بود كه به زودى جذب مائيت نمايد ؛ چنان چه در مرض ذيابيطس « 4 » مىباشد . و همچنين در امراض حارّه ، از تناول طعام ، بياض در بول ظاهر مىگردد و در امراض قلبيه - مانند دقّ و خفقان - و يا هِنگام توجّه تامّ طبيعت به جانب ديگر ؛ خصوص به اعالى بدن - مانند اكثر امراض دماغيه ؛ مانند قرانيطس - كه بول نيز سفيد مىگردد . و اكثر آن است كه طبيب به غلط مىافتد كه : مرض خفّت يافته و يا مرض در كمال برودت و رطوبت است ؟ و لهذا بايد كه ازين نيز غافل نگردد و در كمال احتياط باشد و حفظ جميع علامات و مراعات اعراض و لوازم ديگر نيز نمايد و اكتفا به تفسره تنها ننمايد ؛ تا از خطا در عمل محفوظ ماند .
--> ( 1 ) . ب : انطباغ . ( 2 ) . ب : ( و ) حذف شده . ( 3 ) . الف : بيرون نيست . ( 4 ) . ب : ذبانيطس .